نمیدونم اینا چه حس و حالاییه ولی امیدوارم هیچ کدومش درست نباشه ، هیچ کدومش
نباید حساسیت به خرج بدم ، نباید زیاد فکرشو کنم
نمیدونم چرا حس میکنم ازم یکم فاصله داره میگیره یا شایدم حالش خوب نیست ، شاید ذهنش زیاد درگیره و نمیخواد من ناراحت بشم چیزی نمیگه
مثل دیشب که یه ریزه اومد حرف زد ولی گفت نمیخوام ناراحت بشی از این حرفا نمیزنم ، گفتم دلم میخواد اتفاقا از نگرانی هات . دغدغههات بهم بگی ، باهام حرف بزنی
ولی اون نمیخواد منو وارد مشکلاتش کنه
بهش میگم حس میکنم درگیری، گرفتاری یا خسته ای و همیشه منکر میشه
میدونه تمامِ قلبمه ، میدونه همه ی حالم به خودش وابسته هست اما ترجیح میده نگه تا اینکه فکرو خیالی کنم
هی مدام هم بهش میگم که سعی خودمو میکنم رفتارامو کنترل کنم و فکرای مزاحمو دور کنم
ولی هیچ وقت نمیگه بیا در موردش حرف بزنیم و سوءتفاهمی هست برطرف بشه...
برچسب:
نویسنده: