می پرسه حالت چطوره ؟ بغضم ترکید بعد دو روز فرار از هر چیزی که باعث بشه گریه نکنم اون از گریه متنفره و نمیتونم هیچی بگم بهش + خنده داره بگم از لحاظ روحی نیاز دارم باهام لاس بزنه که دلم غش بره و هی منکر بشم که دوسش دارم ++ برای فرار از فکر و خیال فیلم میبینم ، اما چشمام و قلبم منتظر یه چیز کوچیکن که ببارن
برچسب:
نویسنده: