خرید بک لینک

دروغه

آخ قلبممممممم آروم باش خواهش میکنم آروم باش و دلتنگ نشو

دلم میخواد قربون صدقه اش برم خیلی

بهش بگم تو قلبمی ، همه ی وجودمی ....مثل همیشه که میگفتم

ولی با دروغاش کاری کرده که می‌خوام یادم نره ! یادم نره که یه آدم دروغگو حتی می‌تونه دوست داشتنشم دروغ باشه ، حتی محبتش هم دروغ باشه

آره نرگس دروغه ، دروغه همش ....تحمل کن تحمل کن میگذره

اگه براش مهم بودی توی اون حالت تنهات نمیذاشت

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

می پرسه حالت چطوره ؟ بغضم ترکید بعد دو روز فرار از هر چیزی که باعث بشه گریه نکنم اون از گریه متنفره و نمیتونم هیچی بگم بهش + خنده داره بگم از لحاظ روحی نیاز دارم باهام لاس بزنه که دلم غش بره و هی منکر بشم که دوسش دارم ++ برای فرار از فکر و خیال فیلم می‌بینم ، اما چشمام و قلبم منتظر یه چیز کوچیکن که ببارن

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

با خنده پرسیدم ؛ قسمت عاشقونه بینمون حذف شده چه حسی داری؟ گفت چیزی حذف نشده ... ولی هردومون استارتشو نمی‌زنیم اون یه عزیزم میگه ، من ولی نه دارم مقاومت میکنم و قلبم داره از این مقاومت منفجر میشه! اینقد گریه کردم که سرم درد میکنه چطور میشه کلمات غریبه میشن برات؟! تجربه ها چرا درس نمیشن برامون؟! کاش من بیهوش بشم خوابم ببره و مغزم فکر نکنه

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

دلم براش خیلی تنگ شده هی میرم که یه بهونه پیدا کنم پیام بدم ولی جلوی خودمو میگیرم با خودم میگم بذار اون دلتنگت بشه و پیام بده! بذار اول اون بگه تو فاصله بگیری باعث میشه اون دلتنگ بشه آخ که چقدر تحملش سخته! عشق باید ساده و بی ریا منتقل بشه نه اینکه بشینی برنامه بریزی الان فلان کار کنی تا اون فلان واکنش نشون بده آه میزان علاقه هامون یکی نیست یا اینکه من درکی از اون ندارم! هیچ وقت ریز توضیح نمیده که بفهمم بیخیال...

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

خیلی بدون اون سردرگمم و قلبم درگیره همش خیلی می‌خوام باشه پیشم خیلی میخوامش ولی چرا باید این همه جلوی خودمو بگیرم و هیچی نگم خدا چرا براش مهمم وقتی یه دوست دارم نمیگه ؟ کسی که روزی چندبار بهم میگفت روزی نبود که نگیم بهم دیگه که دوست داریم همو... هردو الان دوری میکنیم از گفتنش ، از ایجاد فضای عاشقونه بین خودمون درصورتی که من دارم میمیرم از نگفتنشون و اون بنظر دلتنگ میاد و همه ی تلاششو می‌کنه حتی یه عزیزم هم نگه داره به چی فکر می‌کنه آخه

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

و او نمیدونه که پشت هر نفسم گفتنش ، هر جانان گفتنش من چقدر ذوق میکنم و هی اشک میریزم هم اشک ناراحتی هم اشک ذوق... خدایا خودت آرومم کن خدایا نمیفهمم اصلا نمیتونم بفهمم چرا خدایا خدایا قلبمو آروم کن خدایا نمیتونم گربه نکنم انگار قلبم میخواد منفجر بشه نمیتونم بهش بگم که دارم گریه میکنم چون خیلی ناراحت میشه کاش می‌تونستم بغلش کنم حال خوبشو می‌خوام و به تصمیمش احترام میذارم و امیدوارم واقعا راستشو بهم گفته باشه چقدر درد داره اینکه می‌دونی گاهی راستشو نمیگه بهت

برچسب: نویسنده: تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 1:58

میگذره در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «میگذره» را می‌خوانید. نفسسسسسسسس عمیق....میگذرهتحمل کن نرگس میگذره کاش یادت نره ، یادت نره که حالت بد بود و میدونست بدی و گذاشت خودت سرپا بشی و تنها کمکش دروغاش بود! یادت نره که عاشق نبود ، فقط دوست داشتن ساده بود شاید بر حسب نیازش...یاد بگیر فاصله داشته باشی! بلاکش نکردی آفرین ، آفرین که شجاعانه تمام حرفاتو زدی بدون توهین و نابلدی...درست و قشنگ هرچی میدونستی که دروغه رو گفتی و اون همش منکر شد! چیزی که با مدرک دیدی رو منکر شد...مثل قبلبا دروغ میخواادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 1:39

دلتنگ در این مطلب، جزئیات مربوط به «دلتنگ» ارائه شده است. دلم براش خیلی تنگ شدههی میرم که یه بهونه پیدا کنم پیام بدم ولی جلوی خودمو میگیرم با خودم میگم بذار اون دلتنگت بشه و پیام بده! بذار اول اون بگهتو فاصله بگیری باعث میشه اون دلتنگ بشه آخ که چقدر تحملش سخته!عشق باید ساده و بی ریا منتقل بشه نه اینکه بشینی برنامه بریزی الان فلان کار کنی تا اون فلان واکنش نشون بده آه میزان علاقه هامون یکی نیست یا اینکه من درکی از اون ندارم! هیچ وقت ریز توضیح نمیده که بفهمم بیخیال...و باز آه ...ای خدا از این دل ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 1:39

این روزام

می نویسم تا دلم آروم بشه

حال

خدایا شکرت که حالش بهتر شده ، خدایا شکرت

دیگه خیالم راحته و نگران حالش نیستم ، هرچند کنارش نبودم نفهمیدم چقدر اذیت شده ولی صدای حال بدشو که می شنیدم قلبم میریخت

یعنی کسی برای حال دل منم دعا می‌کنه؟

حال اون خوب شده ولی دل گرفته ام من همچنان! فقط نگرانی اونو ندارم همین

اینقد خواب پرشیون دیدم که حالمو گرفته ...تو خواب همش گریه همش تهمت! وای اینا چی بود آخه

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزام

می نویسم تا دلم آروم بشه

۷ ماه

گفت ؛ من خیلی تغییر کردم دیگه مثل قبل نیستم

_ آره ۷ ماه از هم دور بودیم ، ۷ ماه جدا ، ۷ ماه بدون هم بودیم

منم خیلی تغییر کردم

هر دو اتفاقای زیادی برامون افتاد که دگرگون کردمون خیلی

همه چی میگذره...

++ من هم قبلیتو دوست داشتم و هم الانتو....دوستت دارم هر جور که باشی! فقط حالت خوب باشه ، دلت خوب باشه چیز دیگه نمیخوام

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزام

می نویسم تا دلم آروم بشه

انرژی منی

معتادشم...

همه ی انرژی و حال خوبمو از اون میگیرم

همه جوره برام مهمه

خدایا کمکم کن کن خدایاااا کمکمون کن

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزام

می نویسم تا دلم آروم بشه

عادلانه نیست

هیچی توی این دنیا انگار عادلانه نیست

چرا اخهههه

این یعنی عدالته؟ اینی که دونفری که لیاقت همو ندارن کنار هم باشند و همدیگه رو نابود کنن؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزاممی نویسم تا دلم آروم بشهحسنمی‌دونم اینا چه حس و حالاییه ولی امیدوارم هیچ کدومش درست نباشه ، هیچ کدومشنباید حساسیت به خرج بدم ، نباید زیاد فکرشو کنمنمی‌دونم چرا حس میکنم ازم یکم فاصله داره میگیره یا شایدم حالش خوب نیست ، شاید ذهنش زیاد درگیره و نمی‌خواد من ناراحت بشم چیزی نمیگهمثل دیشب که یه ریزه اومد حرف زد ولی گفت نمیخوام ناراحت بشی از این حرفا نمیزنم ، گفتم دلم میخواد اتفاقا از نگرانی هات . دغدغه‌هات بهم بگی ، باهام حرف بزنی ولی اون نمی‌خواد منو وارد مشکلاتش کنهبهش میگم حس میکنم درگیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزاممی نویسم تا دلم آروم بشهخلاصوقتی هر چی فکر می‌کنی مغزت به هیچ جا قطع نمیده که چطور درست میشه؟!که چطور میشه هیچ وقت هیچی رو از هم پنهان نکنیم خدایاااا هی میگم خودمو کنترل کنم و حساس نشم ولی بازم سخته برامخسته اموقتی مغزم به نتیجه این میرسه که دیگه هیچی درست نمیشه و فقط بمیرم و این دنیا رو تموم کنم برای خودمخلاص بشمچه زندگیی مسخره ای که داریم آخه وقتی صداقت نیست وقتی حال خوب بزور داریم وقتی لذت هامون همش گذراست، بدرد چی میخورهگند بزنن این زندگی روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

این روزام

می نویسم تا دلم آروم بشه

راهی نیست

اینجاست که قلبم میکشنه و باید بی صدا گریه کنم

نمی‌دونم من آدم این راه هستم یا نه

باید تحمل کنم

باید انرژی مثبت بدم به خودم

راهی نیست

چاره ای نیست

هیچ نمیتونم کنم

همش مقصر دله در لامصب

برچسب: نویسنده: تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:09

صفحه بندی